درمان آسيب هاي اخلاقي با الگوي صالح نگري و خير انديشي
نويسنده:حجت الاسلام محمد قطبي




ب ـ خود اثباتي مهارتي (1)

پس از علم و دانش ، که البته دست يابي به آن براي همه کس فراهم نيست يا همگان توانش را ندارند ، مي توان نوع ديگري از خوداثباتي را نام برد که جوانان به آن دسترسي بيشتري دارند و آن ، خوداثباتي مهارتي است ؛ مهارت هاي مختلف ـ در هر رشته اي و در هرصنفي ـ که مي تواند در زندگي موجب افتخار و سربلندي انسان در محيط پيراموني خود باشد.
مسلماً بين جواناني که داراي مهارت هاي بيشتري هستند ، با آناني که ازمهارت هاي کمتري برخوردارند ،تفاوت شخصيتي و اعتباري درجامعه وجود دارد.
جواني که در يک رشته ي ورزشي ، هنري ، صنعتي ، يا خدماتي داراي مهارت باشد ، با ديگري که از آن مهارت برخوردار نيست ، در شأنيت اجتماعي متفاوت اند.
امروزه ،مهارت هاي زيادي وجود دارد که هم کسب و فراگيري آنها آسان است و هم ميزان ارتقا بخشي آن نسبت به رتبه ي اجتماعي جوانان بالاست.
جواني که داراي مهارت آشپزي يا کار با رايانه يا خياطي يا... است ، در مقابل دوستش که از آن مهارت محروم است ، نه تنها از جايگاه و شأن بيشتري برخوردار است ، بلکه در زندگي فرد خانوادگي و اجتماعي خود نيز موفق تر است و اگر هم در مقابل دوستان خود اقدام به فخر فروشي کند ، فخرفروشي او موجب تحريک وتشويق دوستانش در فراگيري آن مهارت خواهد بود؛ اگر چه از نظر اخلاقي کار ناشايستي مرتکب شده است.
به جاي گرايش جوان ها به فخرفروشي و تجمل گراييِ مخرب و ناپسند، بايستي تلاش کرد نوجوانان و جوانان به سمتي هدايت شوند که هم حس ارزشمندي آنان ارضا شود و هم موجب تخريب هويت ديني آنان نشده ، عزت و سربلندي برايشان به ارمغان بياورد.
توسعه ي مراکز آموزش مهارت هاي مختلف ورزشي ، هنري ، کاربرد ،صنعتي ، خدماتي و... در جامعه موجب خواهد شد که
رقابت در فراگيريِ اين گونه مهارت ها سرعت بگيرد و مانع بروز آسيب هاي خودتخريبي شود.
علاوه براين ، وقت فراغت جوانان و نوجوانان ، که به جهت عدم برنامه ريزي صحيح منجر به مفاسد و انحرافات و آسيب هاي متعددي شده است ، صرف يادگيري و آموزش اين گونه مهارت ها خواهد شد.

ج ـ خود اثباتي رفتاري ـ اجتماعي

انجام اموراجتماعي و داشتن تعامل سازنده با جامعه، به انسان شخصيت و اعتبار مي بخشد ، و در نتيجه ، حس ارزشمندي انسان را تأمين مي کند.
(مَن کانَ يُريدُ العِزَهَ فَلِلهِ جَميعَا العِزَهُ اِلَيهِ يَصعَدُالکَلِمُ الطَّيبِ وَ العَمَلُ الصَّالِحُ يَرفَعُه) ؛ آن کس که عزت بخواهد ،عزت همگي از آن خداست ، کلمه ي پاکيزه (اعتقاد صحيح) به سوي خدا بالا مي رود و عمل صالح آن را بالا مي برد.(2)
در جامعه ي اسلامي ،مسايل زيادي وجود دارد که داراي ارزش و اهميت ويژه است و انجام آن ، علاوه بر أجر اُخروي ،عزت و سربلندي دنيوي را نيز به دنبال خواهد داشت.
در ادبيات قرآن کريم ،به اين گونه رفتارها «عمل صالح» اطلاق شده است . قرآن کريم به کرات اهل ايمان را به انجام اعمال صالح دعوت نموده است.(3)
انسان اگر در جامعه ، عنصري فعال و پرتلاش باشد در هر فرصتي به نياز ديگران و جامعه بينديشد و در حد توان ، گره گشاي مشکلات ديگران و مسايل اجتماعي باشد ، داراي اعتبار و ارزش اجتماعي بالاتري خواهد شد.
«يکي از نتايج مؤثر و "لاينفک" عمل صالح که بُعد اجتماعي آن ، درخدمات و تعاون عمومي مجسم مي گردد، توجه عواطف انسان و علائق قلبي مردم به آن گروه از افراد است که در خدمت جامعه بوده و براي آنان کار صورت مي دهند.
هيچ کس نمي تواند اين حقيقت را انکار کند که نتيجه مستقيم خدمت خالصانه به جامعه ،جلب عواطف و رسوخ در قلوب مي باشد.
همگان مي دانيم که پيامبران و آموزگاران الهي مورد احترام جامعه ها بوده و در جهان هيچ شخصيتي مانند حضرت مسيح (عليه السلام)ـ و حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) ـ عواطف انسان ها و بشر را جلب نکرده است.»(4)
اين نوع خوداثباتي دايره ي وسيعي دارد ؛ هم از جهت تنوع رفتاري و هم از جهت قابليت و توانايي انسان ها . هر کسي در هر شرايطي که قرار دارد مي تواند به گونه اي در جامعه عنصري فعال و مفيد باشد و به جامعه خدمت کند ؛ چه خدمت او ريالي و مادي باشد و چه هدايتي و فکري و چه از انواع ديگر.
ما در اينجا از اين نوع خوداثباتي با عنوان «صالح نگري و خيرانديشي» ياد مي کنيم ؛ چرا که اساس انجام عمل صالح و خدمت به خلق نوعي نگرش صالحانه و انديشه ي خيرانه است که از مهم ترين آموزه هاي اخلاقي در دين اسلام مي باشد.
صالح نگري و دورانديشي با توجه به آنچه مورد اشاره قرار گرفت صالح نگري و خيرانديشي از جمله محورهاي اساسي در بُعد تکريم انسان محسوب مي شود که در قرآن کريم و سيره ي پيامبر گرامي اسلام به طورجدي مورد توجه قرار گرفته است.
قرآن کريم در بيش از هشتاد مورد ، ايمان و عمل صالح را کنار هم قرار داده و بدين سان فرهنگ خدمت رساني و صالح نگري و خيرانديشي را ترويج کرده است.
عمل صالح که در سطوح مختلفي قابل انجام است ، موجب مي شود انسان ها نسبت به يکديگراحساس نزديکي و احترام داشته باشند و به طورآشکار تقرب ، معنويت و بندگي را در حد خود احساس نمايند .
يکي از دقيق ترين نمونه هاي شادي و نشاط از منظر اسلام ، انجام عمل صالح است . يک رفتار، وقتي به معناي دقيق شادي بخش و نشاط آور است که ، افزون بر اين که در زمان انجام براي انسان نشاط و شعف ايجاد مي کند ، هنگام يادآوري ومرور خاطره ي آن نيز شادي و نشاط قلبي را بازآفريند و احساس مسرت و شادکامي در جان انسان بنشاند.
عمل صالح اين چنين است ؛ يک شادي زودگذر و فراموش شدني نيست ، بلکه شادي و نشاطي مستمر و پايدار است .
هر انساني در بازخواني زندگي خود ، از برخي رفتارها و اعمالش خُرسند است و از آن ها به نيکي ياد مي کند و با يادآوري دوباره ي آنها ، خُرسندي و مسرت را حس مي کند و اين حالت ، جز براي اعمال صالح و آنچه انسان براي رضاي خدا انجام داده باشد ،نيست.
به هرميزان که فرهنگِ عمل صالح در جامعه توسعه يابد ، رضايت مندي و احساس خوشبختي و اميدواري در انسان ها بيشتر خواهد شد.(مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکَرٍ أو اُنثي وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحييَنَّهُ حَيوهً طَيِّبَه)(5)
انجام عمل صالح نه تنها مايه ي نجات و سعادت بشر خواهد شد ،بلکه سلامت روان انسان را نيز به دنبال خواهد داشت. مي توان از اين لطف الهي براي درمان بسياري از آشفتگي ها و تلاطم هاي روحي و حل معضلات اجتماعي کمک گرفت.
آن گاه که انسان ها در انجام خوبي ها از يکديگر سبقت بگيرند و تلاش کنند تا توان و نيروي خود را صرف عمل صالح کنند(6)، از بند بسياري از مشکلات روحي و رواني خواهند گسست و به دامن آرامش باز خواهند گشت.(7)
عمل صالح ، فقط در خدمت رساني خلاصه نمي شود و داراي موارد و شکل هاي ديگري نيز هست . رساترين و در دسترس ترين نوع عمل صالح ، خدمت رساني و انجام فعاليت هاي فيزيکي و کمک رساني است . برخي ديگر از موارد و شکل هاي عمل صالح عبارت است از:
هدايتي ،ازقبيل : تبليغ ،امر به معروف و نهي از منکر ، مشاوره و راهنمايي ، بناي سنت حسنه ، خوش بيني و اميدواري ، ايجاد الگوي رفتاري صحيح ، تشويق و ترغيب به علم و دانش ، دين و دينداري ، و...
رفتاري ، از قبيل : اخلاق خوب و رفتار صالحانه ، تحمل بدرفتاري ها ، همدردي و همدلي با مردم ، برخورد دوستانه ، مودت و محبت ، صله ي رحم ، عيادت بيمار، تسلي مصيبت ديدگان ، مردمي زيستن ، احترام و تکريم ديگران ، مساوات و مواسات و...
معنوي ،از قبيل : نماز ، دعا ، نيايش ، زيارت ، ذکر ، تلاوت قرآن و...
و خدمتي ، از قبيل : عمران و سازندگي ، مجاهدت ، دفاع و مبارزه خدمات آموزشي و فرهنگي ، خدمات اقتصادي ، فعاليت هاي فرهنگي و تفريحي ، کمک هاي مالي و صدقات ، قرض الحسنه و...
انجام عمل صالح و توسعه ي آن در جامعه نيازمند دست يابي به يک الگوي جامع دارد به گونه اي که به صورت سيستمي و روشمند در جامعه ، فرهنگ تمسک به آن رواج يابد و در همه ي ارکان و اعضاء جامعه روحيه ي انجام آن پديد آيد.
(وَ لتَکُن مِنکُم اُمَّهٌ يَدعُونّ اِلي الخَير)؛ و بايد از شما مسلمانان برخي خلق را به خير و صلاح دعوت کنند.(8)

ثمرات خيرانديشي و صالح نگري

اين الگو ،درصورتي که با دقت و همراه با برنامه در جامعه دنبال شود مي تواند نتايج خوبي را به دنبال داشته باشد . در اين جا به برخي از آنها اشاره خواهيم نمود.

يک ـ کسب پايگاه هاي مختلف اجتماعي(9):

افرادي که سعي مي کنند در زمينه هاي مختلف در جامعه ، خدمت گزار باشند ، به نوبه ي خود ، در محيط هايي که حضور پيدا مي کنند داراي نقش(10) معيني خواهند بود و اين نقش موجب ارزش اعتبار جامعه يا گروه به ايشان خواهد بود و اين اعتبار موجب به دست آمدن پايگاه اجتماعي براي آنها خواهد شد.
چرا که پايگاه اجتماعي در پي داشتن نقش مفيد در محيط ، نصيب انسان خواهد شد و اين گونه افراد به طور معمول در محيط هايي که فعاليت مي نمايند مفيد و مؤثر واقع خواهند شد و پايگاه اجتماعي آنان تثبيت خواهد گرديد.
به طور مثال قرآن کريم از آنان که در انجام خيرات از يکديگر سبقت مي گيرند با عنوان صالحين که يک شأنيت بالاي اجتماعي و ديني محسوب مي شود ياد کرده است.(11)

دو ـ تنوع پايگاهي :

پايگاه هايي که در دسترس افراد قرار مي گيرد مي تواند از هر دو نوع پايگاه هاي اجتماعي محول و محقق (12) باشد.
در برخي فعاليت ها به انسان نقش هايي از طرف جامعه و نهادهاي اجتماعي محول مي شود که موجب ايجاد پايگاه خواهد شد به طور مثال، عضويت درهيات امنا، شوراي محل ، انجمن اوليا و مربيان ، معتمد محل ما گروه هاي فرهنگي ، اتحاديه هاي دانش آموزي ، گروه هاي هنري ، گروه هاي ورزشي و... .علاوه بر پايگاه هايي که در چنين محيط هايي به انسان محول مي شود ، امکان رشد و کسب پايگاه هاي بالاتر و ديگري نيز وجود دارد. جواني که تلاش مي کند به عنوان مربي در يک مرکز فرهنگي فعاليت داشته باشد ، به راحتي مي تواند نقش خود را ارتقا داده و در جايگاه هاي ديگري هم مشغول گردد.
از اين رو ،امکان اکتساب پايگاه براي همه مهيا است . به ويژه اين که فعاليت هاي خيرانديشانه و عام المنفعه محدوديت هاي پست سازماني و ساختارهاي تشکيلاتي به هيچ شکل وجود ندارد و هرکس در حد تلاش خود مي تواند اعتبار کسب کند و فعاليت اجتماعي داشته باشد تا جايي که هرگاه چند فرد فعال ،همدست و همراه گردند مي توانند نهاد يا مؤسسه اي را بنياد بگذارند و به آن رسميت ببخشند . نمونه ي روشن آن که براي جوانان به سهولت قابل دسترسي است ، تأسيس و تشکيل سازمان هاي مردم ـ نهاد (سمن)است.

سه ـ ايجاد شبکه ي پايگاهي :

تعدد پايگاه هاي اجتماعي يک فرد مي تواند به حدي باشد که يک «شبکه ي پايگاهي» به وجود بياورد و در نقش هاي مختلفي اشتغال يابد.
پايگاه هاي متعدد،هم مي تواند در يک رشته و موضوع مشترک صورت گيرد و هم در رشته ها و موضوعات مختلف و متنوع.
هرکدام از اين دو صورت ،ويژگي هاي خاص خود را دارد و تأمين کننده ي بخشي از روح منزلت طلبي انسان است.

چهار ـ دست يابي به منزلت اجتماعي:

مجموع اين پايگاه ها که به صورت شبکه به هم پيوند خورده است ، موجب منزلت فرد در جامعه خواهد شد . به هر ميزان که يک فرد درجامعه مفيدتر و ثمربخش تر باشد و بتواند در نقش هاي مختلف به جامعه خدمت رساني داشته باشد ، منزلت او نزد جامعه بالاتر خواهد بود.
به طور مثال ،اگر بتواند در چند رشته ي ورزشي مهارت کسب کند و يا درانجمن هاي مختلفي حايز رتبه شود ، نيز جامعه نسبت به کساني که اين ويژگي ها را ندارند . منزلت بالاتري خواهد داشت.(13)

پنج ـ خنثي شدن عقده ها :

در بسياري از مواقع ، افراد ، در پايگاه هاي شغلي خود ـ که به ناچار مجبورند در آن باقي بمانند و ترک آن برايشان خسارت بار است ـ دچار سرخوردگي و پايگاه زدگي مي شوند.(14)
عوامل مختلفي مي تواند در اين سرخوردگي و پايگاه زدگي دخيل باشد ،ازجمله : عدم انطباق کار با سليقه ، توان يا شأنيت انسان ناهمگوني شرايط محيطي و همکاران يا اعضاي خانواده ، فشارهاي ديگران و... در چنين شرايطي ، اگر محيط هاي ديگري باشد که انسان در آن ، پايگاه اجتماعي کسب نموده باشد و فعاليت نمايد ، به راحتي مي تواند سرخوردگي هاي خود را از دل بيرون کند.
چرا که در محيط دوم شأنيت و جايگاه کسب نموده و خود را مفيد و مؤثر مي داند. در محيط دوم ،احساس آرامش کرده و سعي مي کند سختي هاي محيط اول را با شيريني هاي محيط دوم فراموش کند.
در پايگاه هاي محقق در محيط هاي خيرانديشانه ، انسان اختيار کامل دارد و آزادانه به فعاليت مي پردازد . از اين رو ، مي تواند متناسب با سليقه ،توان ، فرصت و نياز خود دست به انتخاب بزند.
به طور مثال ، اگرعلاقه ي شخصيِ او خدمت رساني به انسان هاي ديگر است ، مي تواند در محيط هايي فعاليت نمايد که به اين خواسته نزديک تر است و اگر علاقه ي او تدريس و انجام فعاليت هاي علمي است نيز، در محيط هايي که داراي چنين ويژگي هايي باشد ، امکان حضور خواهد داشت.

شش ـ تحرک رواني (15):

فردي که در پايگاه هاي مختلف ايفاي نقش کند و تحرک اجتماعي(16)بالايي داشته باشد ، به يک تحرک رواني خوب دست خواهد يافت ؛ به گونه اي که ظرفيت وجودي او نسبت به نقش ها و فعاليت هاي مختلف گسترش خواهد يافت . فکر او در يک رشته و يک نوع فعاليت بلوکه نخواهد شد ، بلکه در نقش ها و فعاليت هاي مختلف و متنوعي خواهد انديشيد و تجربه کسب خواهد نمود . به اين تنوع نقش و آزادي فکر و ظرفيت وجودي ، «تحرک رواني» مي گويند .
هرچه انسان تحرک رواني بيشتري داشته باشد ، براي پذيرش محيط هاي مختلف و سليقه هاي متنوع آمادگي بيشتري خواهد داشت.
جواني که داراي تحرک رواني باشد ، نوع رفتار او در نقش هاي مختلفي که دارد متناسب با همان نقش خواهد بود.
در مقابل پدر و مادر، نقش فرزندي را به درستي ايفا خواهد نمود ،همين طور در مقابل دوستان ، نقش دوستي ، در مقابل همسر،نقش همسري و سپس در مقابل فرزندان نقش والدي را به درستي ايفا خواهد نمود.(17)
تحرک رواني ، نه به معناي اين که انسان از محيط خود تاثير پذير باشد ، بلکه بدين معنا که بتواند با محيط هاي مختلف ، خود راموافق سازد و ناسازگاري هاي آن را تحمل کرده ، نسبت به هر کدام از محيط ها و شرايط مربوط به آن ، روش مناسب و مخصوص به همان محيط را برگزيند.

هفت ـ آرامش روحي و رواني :

با توجه به ويژگي هاي ذکر شده ، حضور در فعاليت هاي خيرانديشانه و بشردوستانه مي تواند موجب آرامش روحي و رواني انسان باشد؛ به ويژه زماني که انجام اين فعاليت ها با کسب رضايت خداوند متعال همراه باشد ، آن گاه ، انسان ، علاوه بر رضايت خلق ،رضايت خالق را نيز کسب کرده است (18) و اين امتياز بزرگي است ، که :(وَ رِضوّانٌ مِنَ اللهِ اَکبَر).(19)تنها در چنين شرايط و زمينه اي است که مي توان انتظار داشت جوانان عزيز و شريف حس ارزش مندي و بزرگ منشي خود را درمسير صحيح رشد و تعالي قرار داده و گرفتار منجلاب فساد و انحراف نشوند و اميد داشت که دامان جامعه از آسيب هاي اجتماعي و کج روي هاي اخلاقي پاک گشته و به سمت تعالي و تکامل پيش برود.
نتيجه با توجه به آن چه بيان شد ، مي توان گفت يکي از راه هاي بسيارمهمي که اسلام به منظور پيش گيري و درمان آسيب هاي اخلاقي و اجتماعي ارايه نموده است، زمينه سازي براي «خوداثباتي منطقي و آگاهانه» ي جوانان از طريق کسب توسعه ي علم و آگاهي و مهارت هاي فردي و اجتماعي و نيز از طريق ترويج و توسعه ي الگوي خيرانديشي و صالح نگري است.
براين اساس ،نظام اسلامي مي بايست برنامه هاي فرهنگي و اجتماعي خود را به سمت زمينه سازي براي رشد و تعالي جوانان سوق داده و با مهيا ساختن محيط و امکانات و ارزش گزاردن به فعاليت هاي فردي و گروهيِ جوانان ،زمينه ي حضور و بروز ايشان را در فعاليت هاي مثبت و سازنده ي علمي ،مهارتي و اجتماعي فراهم نمايد.
منابع
1 ـ قرآن کريم.
2 ـ سبحاني ، جعفر ، منشور جاويد ، قم ، موسسه امام صادق (عليه السلام ) 1373 (چاپ سوم).
3 ـ قنادان ، منصور؛ ناهيد مطيع و هدايت اله ستوده ، جامعه شناسي (مفاهيم کليدي) ، تهران ، آواي نور ، 1376 (چاپ دوم).
و وب سايت هاي :www.sheshmim.com و www.daneshnameh.roshd.ir
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجتبی   |