|
رفیق پاک و اهل دل آ یا تا بحال به این شعر بابا طاهر فکرکردی
زدست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
شاید بتونی ازاون برداشتهایی همچون : گلایه از خواهشهای نفسانی،سیری ناپذیری نفس وزیاده خواهی های بی حدوحصر آن ،تعامل بسیارنزدیک روح وجسم،ارتباط دل با سایرجوارح ومواردی ازین قبیل داشته باشی، واما چند نکته هم از برادر خیر خواهت به یادگارداشته باش : - مزرعه دل ازجویبارها ومجاریی همچون : گوش،چشم،زبان،فکرو...سرچشمه می گیره وسیراب می شه - اگه این مزرعه با آب پاک آبیاری بشه به سرزمین طیب تبدیل می شه و آنگاه طبق کریمه شریفه والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه زمین پاک را گیاه به اذن خدا نیکوبرآید . - امااگه این دریای بیکران درمسیررودخونه هایی قراربگیره که ازشوره زارها میگذرن !! (یعنی گوش و چشم و...اونطورکه خدا مقررکرده نشنوندونبینند و....) فکرمی کنی چه اتفاقی می افته؟ آره عزیزم خوب حدث زدی،دل مکدرمیشه وحرم خدا پرمی شه ازغیرخدا ودر این حالته که : والذی خبث لا یخرج الا نکدا (اعراف/58) وزمین ناپاک بیرون نیاورد جزگیاه اندک وکم ثمر!
+ نوشته شده در ساعت   توسط مجتبی
|
|