یا منجی العالمین
سلام ای مهربان پروردگار پاک و بی همتا
خدایا جز تو آیا مهربانی هست؟
گر چه پیمان خودم را با تو شکستم
باورم نمیشه اما
چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
عزیزا؛ من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
خداوندا مرا البته می بخشی
گمان کردم به جرم غفلت از تو
مرا راندی و در را؛پشت سر بستی
حبیبا!باورش سخت است
اما!تو مرا اینک؛برای آشتی خواندی!!!
به پاس آشتی با تو؛اینک
من خدایا عهد میبندم
از این پس بی شکایت؛دوست خواهم داشت
بی توقع مهر می ورزم
خدایا؛سینه ام را رحمت پاک
گشایش؛ مرحمت فرما
به لبهایم ؛تبسم را
به چشمم؛نور پاکت را
به قلبم؛مهر ورزی را
خداوندا؛بلندای دعایت را عطایم کن
تو معشوق همه عالم
از این پس؛عاشقی را؛پیشه ام فرما
آمین
خدایا راستش من آدمیزادم!!!
خدایا !
مرا به دوستی خود برگزیدی
و بار بلا به دوشم نهادی .
اکنون ، از چشمه ی رضا می نوشم .
دوست دارم بلای تو را .
خوش آن روزی که خورشید مهر تو بر دل سردم بتابد !
خوش آن روزی که چشم مشتاقم به روی تو باز شود !
دل خود را طعمه ی عقابی می کنم که در هوای تو پرواز می کند .
چشمانم از آن کسی باد که آوازه خوان کوی توست !
.......................................................
منبع : کتاب نیایش
+ نوشته شده در ساعت   توسط مجتبی
|