آسيب شناسي روابط اجتماعي


     
انسان رشد يافته انساني است كه براي ديگران ارزش قائل است و براي خدمت به آنها كوشش مي كند . فردي كه در اجتماع زندگي مي كند بايد بتواند با ديگران همكاري كند و با افراد ارتباط برقرار نمايد . فردي كه احساس اجتماعي در او رشد يافته كمبودهاي خود را مي پذيرد و وقت و توان خود را صرف خدمت به جامعه و حل مسايل اجتماعي مي كند.


«حمل بر صحت»
انسان موجودي است اجتماعي ، از اين رو مي تواند با ديگران همكاري داشته و ارتباط برقرار نمايد ، به همين طريق توانايي ابراز محبت و علاقه و همدلي و سازش را با ديگران پيدا مي كند .
در اين ميان افرادي كه ظرفيت مثبت در ايجاد چنين روابطي ندارند ، موجبات آزار و اذيت ديگران را فراهم مي سازند . در زندگي اطرافيان ، تجسس مي كنند و با عيب جويي آبروي ديگران را به مسخره مي گيرند .
در اين مقاله، با گذري به يكي از شهركهاي سپاه و مصاحبه با ساكنين به تشريح يكي از اصول زير بنايي سالم مي پردازيم .
انسان رشد يافته انساني است كه براي ديگران ارزش قائل است و براي خدمت به آنها كوشش مي كند . فردي كه در اجتماع زندگي مي كند بايد بتواند با ديگران همكاري كند و با افراد ارتباط برقرار نمايد .
فردي كه احساس اجتماعي در او رشد يافته كمبودهاي خود را مي پذيرد و وقت و توان خود را صرف خدمت به جامعه و حل مسايل اجتماعي مي كند. چنانچه رسول اكرم فرموده است :
«افا ضلكم احسنكم اخلاقاً الموطئون اكنافاً الذين يافون و يؤلفون» (1)
برترين شما ، نيكوكاران شما از نظر اخلاق است ، آنان كه خود را آماده خدمت كرده و با ديگران با الفت و محبت ، زندگي مي كنند.
همين الفت و محبت نسبت به يكديگر است كه موجب خير خواهي انسانها ، نسبت به يكديگر مي شوند .
انسان واقعي كسي است كه در غم و شادي همنوعان خود شريك باشد ، يعني آنچه را كه براي خود نمي خواهد ، براي ديگران هم نخواهد و آنچه را كه براي خود آرزو مي كند براي ديگران نيز آرزو كند . انسان اگر خير خواخ باشد از كمالاتي كه نصيب ديگران مي شود مانند كمالاتي كه نصيب خودش مي شود لذت مي برد ، واين اولين پاداشي است كه او از خير خواهي خود مي گيرد (2)
چنانچه رسول گرامي اسلام فرموده اند :
z«احبب للناس ما تحب لنفسك » (3)
«آنچه را براي خود مي خواهي براي ديگران بخواه.»
بنابر اين ، يكي از ويژگيهاي انسان مؤمن و متخلق به اخلاق حسنه ، «صفت عيب زدايي و حمل بر صحت » مي باشد.
يعني ضمن اصلاح معايب خود و مدد از ياران مشفق و صميمي براي ياد آوري نقايص خود . از معاشرت هم نشيني با افراد عيب جو ، بپرهيزد ، زيرا كساني هستند كه با شايعه پراكني و عيب جويي از ديگران ، از قبح و زشتي گناهان مي كاهند و آنها را در نظر مردم ، بي اهميت جلوه مي دهند ، و از طرفي اينان يعني افراد عيب جو تنها به فكر اين هستند كه عيوب مردم را آشكار كنند و از حيثيت و اعتبار آنان بكاهند.
از اين رو حضرت علي (ع) مي فرمايند: «بايد دشمن ترين مردم نزد تو ، كساني باشند كه بيشتر در صدد يافتن خطاهاي مردم هستند.» (4)
در گذري به يكي از شهركهاي سپاه به گفتگويي مختصر با يكي از ساكنين اين شهرك پرداختيم .خانم فرزانه درزي ، داراي ليسانس الهيات مي باشند كه حدود 3 سال سابقه سكونت در شهركهاي سازماني را دارند ايشان پس از توصيف اجمالي از شرايط و مشخصه هاي شهرك يكي از مشكلات فرهنگي را نبودن مجتمع فرهنگي و كتابخانه و باشگاه ورزشي عنوان مي كند ، كه اين كمبود منجر به خالي ماندن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان گرديده است . ايشان چنين ادامه مي دهند : «بخاطر جو خاص محله هاي شهرك ، و آشنا بودن خانواده ها با يكديگر جوانان زمينه اي براي برقراري روابط اجتماعي مثبت ندارند و فشار روز افزون خانواده ها كه ناشي از جو خاص شهرك است ، باعث ايجاد عقده هاي رواني در بچه ها مي شود . به تعبير «جو خاص شهرك » حساس شديم ، در پي آ“ بر آمديم كه با روشن نمودن قسمتي از اين جو خاص ، ريشه برخي از اين روابط ناسالم را ، شناسايي كنيم .

گفتگو با يكي ديگر از شهرك نشينان ، ما را در اين امر ياري داد . خانم بتول فتحي ، كه در سال دوم حوزه به تحصيل اشتغال دارند و مدت 5سال است كه ساكن يكي از شهركهاي سپاه مي باشند ، در اين زمينه گغتند :
«مشكلات فرهنگي كه در جو بسته ايجاد مي شود ، حرف ، درست كردن براي جوانان شهرك است كه زياد است ، در واقع جو شهرك اجازه حضور عادي به بچه ها را نمي دهد ، و يك رفتار كوچك جوانان ، بسرعت در بين همه خانواده ها پخش مي شود » اين جو باعث مي شود كه خانواده ها جهت كسب اطمينان از حفظ آبرو و حفظ از عيب جويي هاي شايع روابط خود را محدود نمايند .
بعضي از مردم همين كه شنيدند فلان كس مورد سرزنش برخي از افراد قرار گرفته است ، بدون اينكه از ماهيت اين كار ، اطلاع درستي داشته باشند او را بعنوان يك شخص خطا كار ، معرفي و در مدتي كوتاه ، همه جا شايع مي كنند كه فلاني ، شخص نادرستي است و همه مي توانند او را بعنوان فرديخطاكار ، مورد سرزنش قرار دهند . حال آن كه اولاً چه بسا اين موضوع ، اصلاً صحت نداشته باشد ؛ از اين گذشته ، اگرهم برخي او را توبيخ كرده باشند ؛ از كجا معلوم كه صلاحيت اين كار را داشته اند ؟
علاوه بر آن با فرض اين كه كسي در جايي ،خطايي،مرتكب شده باشد ،دليل نمي شود كه ديگران اين مساله را براي همه نقل كرده و آبروي او را ببرند. حضرت علي (ع) مي فرمايند :
(رب قلو لا ذنب له ) « چه بسا ملامت شده اي كه بي گناه بوده است .»(5
◄ عيب جويي و كفر
كساني كه با برادر ديني خود ، بظاهر لاف دوستي مي زنند و اعتماد او را بخود جلب مي كنند ولي در باطن با او دشمن هستند و لغزشها و اشتباهات و نقاط ضعف وي را بطور دقيق به خاطر مي سپارند تا در فرصت مناسب ، او را مفتضح كنند ، سرانجام ، خود را به مرز كفر ، نزديك مي كنند . z امام باقر (ع) مي فرمايند :
« من اقرب ما يكون العبد الي الكفران يواخي الرجل الرجل عليالدين فيحصي عليه زلاله ليعيره بها يوماً ما» (6
9« از چيزهايي كه انسان را به مرز كفر نزديك مي سازد اين است كه كسي با برادر ديني خود ،بنام دين ، در ظاهر طرح دوستي بريزد و لغزشهاي او را ، يكي پس از ديگري ، به خاطر سپارد ، تا روزي او را رسوا كند.»
امام صادق (ع) نيز فرمود : « اتعد ما يكون العبد من الله ان يكون الرجل يواخي الرجل وهويحفظ عليه ليعيره بها يوماً ما.»(7)
«دورترين حالات انسان ، از خدا اين است كه با كسي طرح دوستي بريزد و لغزشهاي او را ، به خاطر بسپارد تا روزي او را ، رسوا کند.
كه بجاي انتقاد سالم و سازنده به فكر اين باشند كه ، عيوب مردم را آشكار كنندو از حيثيت و اعتبار آنان بكاهند ، مرتكب گناهي بس عظيم شده اند كه بخاطر آن عذابي دردناك پيش رو خواهند داشت .(8)
قرآن مجيد در اين رابطه مي فرمايد :« كساني كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان ،شيوع يابد ، عذاب دردناكي براي آنها در دنيا و آخرت است ، و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.»(9)

◄درنظر آوردن عيوب خود
انسانها معمولاً نسبت به خود خوش بين هستند و هنگمي كه مي خواهند درباره خود قضاوت كنند ، عيب هاي خود را اصلاً نمي بينند يا اگر مجبور شوند ،آنها را خيلي ناچيز تصور مي كنند ؛ حال آنكه وقتي مي خواهند درباره عيب هاي ديگران قضاوت كنند ، عيب هاي آنها را بزرگتر از آنچه كه هست معرفي مي نمايند كه اين نشانه غرور و خود خواهي آنها است .

پيامبر گرامي اسلام (ص) براي دوري كردن از عيبب جويي مي فرمايند :« اذا اردت ان تذكر عيوب غيرك فاذكر عيوب نفسك »
«وقتي مي خواهي عيب هاي ديگران را بشماري ، عيب هاي خود را بياد بياور .»(10)

◄خلاصه و نتيجه بحث
بي ترديد انسان نياز دارد كه عيب هاي خويش را بشناسد و در اين راه ، از نظريه ها و انتقادهاي ديگران نيز بهره بگيرد و براي اين كار به كساني كه به خلوص و صفاي باطن آنها اطمينان دارد مراجعه كند . از سوي ديگر ، دوستاني كه به قصد خير خواهي ، لغزشها و خطاهاي دوست خود را ياد آوري مي كند بايد خيلي سري و خصوصي مراتب را ، به او تذكر دهند ، و نه در حضور مردم . اما اگر كسي به نام عيب زدايي و نصيحت ، گناهان و عيوب مؤمنان را در ميان مردم ، افشا كند به مصداق آيه شريفه :
« ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه»(11)
جزو كساني خواهند بود كه اشاعه فحشا را دوست مي دارند . بنابر اين با توجه به روايات و روايات قرآن كريمه ، گفتيم عيب جويي جزو صفات رذيله اخلاقي است ولي در عين حال ،بشر جايز الخطا نياز مند عيب زدايي است. زيرا انسان زماني كامل مي شود كه عيب هاي خويش را برطرف سازد و اين در صورتي امكان پذير است كه نخست انسان عيب هاي خود را بشناسد و به آن اعتراف داشته باشد . زيرا تا انسان به نقص ها و عيبهاي خويش آگاه و معترف نباشد ،به چاره جويي برنمي خيزد .

لذا انسان از 3راه مي تواند به عيبهاي خود آگاه شود

مراقبت و محاسبه
: يعني اگر انسان مراقب و مواظب اعمال خويش باشد و خود را مورد محاسبه و حسابرسي قرار دهد ،بويژه اگر خويشتن را با معيارها و الگوهاي مورد قبول صالحان و پارسايان مقايسه كند ، چون خود را فاقد فضيلتها و كمالهاي آنها مي بيند و بخوبي مي تواند به عيبهاي خويش پي ببرد .

عبرت گرفتن از رفتار و كردار بزهكار و نادرست و بد اخلاقي
به قول سعدي «لقمان را گفتند : ادب از كه آموختي ، گفت : از بي ادبان .»

معاشرت با دوستان مخلص و صديق

كه از نصيحت دريغ نداشته باشند و از روي خير خواهي عيب هاي او را بدون مجامله و تملق تذكر دهند .
انسان عاقل و مؤمن ، همانطور كه در مقاطع مختلف ، خود را به پزشك معالج عرضه مي كند تا مبادا به بيماري پنهان و مزمني دچار شود ، در مسايل اخلاقي نيز ، بايد به طبيب و معلم اخلاق ، مراجعه كند.آري دوستان واقعي و با ايمان در اين مسير ،بهترين راهنما براي او مي باشند .(12)

◄پا نوشت ها:

1- اصول كافي ،ج2،ص102

2- اصفهاني ، رضا،اخلاق براي همه، انتشارات اطلاعات ،تهران ، سال 1374،ج1،ص26

3- نهج الفصاحه ،ص16

4- غررالحكم ، ص288 ، حديث شماره 7378

5- غررالحكم ج4 ، ص 104

6- جامع السعادت ،ج2،ص271، و اصول كافي جلد 2،ص355 و محاسن برقي ،ج1،ص104

7- اصول كافي ،ج2،ص355،حديث شماره7

8- مهدوي كني ،آيت ا... محمد رضا ،اخلاق علمي ،دفتر نشر فرهنگ اسلامي،تهران ،سال1373 ،ص2،232،231

9- سوره نور آيه 19

10- منبع شماره 2 ،ص162

11- سوره نور ، آيه 19

12- مهدوي كني ،آيت ا... محمد رضا ،اخلاق علمي ،دفتر نشر فرهنگ اسلامي،تهران ،سال1373 ،ص2،232،231

13- تحف العقول ، ص273،اصول كافي ،ج2،ص693،حديث شماره 5 ، وسائل الشيعه ،ج2،ص639 ،حديث شماره 5 ،وسائل الشيعه ج8،ص413،حديث شماره 2.

14- اصول كافي ج2 ،ص638 ،حديث2، وسائل الشيعه ج8 ، ص413حديث شماره 1 ،بحار الانوار ،چاپ بيروت ،ج72 ، ص103.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجتبی   |