راه های رقت قلب از دیدگاه آیت الله جوادی آملیرقيق القلب بودن اين است كه انسان وقتي فقيري را ديد واقعاً متأثر بشود، از قيامت و دوزخ كه گفته ميشود، از نابساماني وضع يك عدهاي واقعاً متأثر بشود، اين را ميگويند رقّت قلب. راه رقّت قلب هم گناه نكردن است. ![]() رقّت قلب داريم و ضعف قلب، ممكن است كسي بگويد من در مدت عمرم يك گوسفند را سر نبريدهام يا مرغي را نديدهام كه سر ببرند، اين رقّت قلب نيست بلكه ضعف نفس است. زيرا همين شخص كه ميگويد من تحمل ديدن گوسفند ذبح شده را ندارم وقتي كباب گوسفند را ميخورد و بوي كباب به مشام فقرا ميرسد بيخيال است و قلبش تكان نميخورد و به فكر آنها نيست. رقّت قلب و عاطفه از فضائل انساني است در حالي كه ضعف نفس فضيلت نيست. راهي كه انسان با طيّ آن برابر دستورات الهي خدمتي به خلق خدا انجام ميدهد رقّت قلب است و آن راهي كه با دستورات الهي برابر نيست، ضعف نفس است.
+ نوشته شده در ساعت   توسط مجتبی
|
|